جدیدترین آدرس تارنمای زندیق

اکتبر 3, 2010 at 8:48 ق.ظ. (Uncategorized)

شما میتوانید با ارسال یک ایمیل به آدرس زیر بلافاصله جدیدترین آدرس زندیق را دریافت کنید:

zandiq360@gmail.com

از وبلاگ زیر نیز دیدن کنید:
http://zandiq360.wordpress.com/

پایاپیوند 3 دیدگاه

چند نکته پیرامون آتش زدن قرآن

سپتامبر 15, 2010 at 1:41 ب.ظ. (Uncategorized)

1-من با کاریکاتور کشیدن در مورد مقدسات، جک ساختن و شوخی با آنها و بطور
کلی خندیدن و مسخره کردن مقدسات موافق هستم. چون همیشه مشکل دین و
بنیادگرایی با بحث استدلالی حل نمیشود و پیشنهاد برخی از فلاسفه خندیدن
به مقدسات است. سخن نیچه چنین است: «آن کس که میخواهد از بنیان بکُشد،
خندان است. با خنده می کُشند نه با خشم.« ولی آتش زدن قرآن تنها باعث خشم
و نفرت مسلمین و همچنین آزار روحی آنها میشود به همین دلیل من این کار را
بیفایده میدانم که هیچ نکته مثبتی در آن وجود ندارد. شاید با نگاهی سوسولانه بتوان گفت کاری غیر اخلاقی نیز هست.

2- جمهوری اسلامی بنا به پیشه همیشگی خود سعی میکند این کار را به دولت
آمریکا و کل غرب وصل کند و بازار غرب ستیزی خود را گرم کند. در حالی که
روزانه در غرب فیلمها، موسیقیها ، کاریکاتورها و مقالات مختلفی در غرب
پیرامون نقد، تمسخر و حتی اهانت به مقدسات منتشر میشود و دولتهای غربی
متعرض آنها نمیشود. اینکه قرآن را در مقابل چشم پلیس آمریکا آتش میزنند
بر همین اساس است. همانطور که آن فیلمها و آهنگها در آمریکا پخش میشود.
رفتار دوگانه ای دیده نمیشود که مسلمانان بخواهند به آن اعتراض کنند یا دچار توهم توطئه بشوند.

3- نکته جالبی که وجود دارد این است که با منطق اسلامی یا بطور کلی منطق
ادیان ابراهیمی میتوان اینکار را توجیه کرد. بهاییان خود را به عنوان
پیروان یکی از ادیان ابراهیمی میشناسند. اما مسلمین آنها را پیرو یک
پیامبر دروغین میدانند و به همین دلیل نه تنها به کتب مقدس و بناهای مقدس
آنها رحم نمیکنند بلکه به طور مداوم خود بهاییان را مورد اذیت و آزار و
حتی شکنجه و قتل قرار میدهند. در اوایل انقلاب خانه های آنها را غارت
کردند و به آتش کشیدند. مسیحیان نیز نسبت به اسلام چنین دیدگاهی دارند.
آنها در قرون وسطا محمد را ماهوند (=فرستاده شیطان) میخواندند و دانته در
کتاب خود محمد را پیامبری دروغین میداند که جایگاه او دوزخ است.یهودیان
نیز عیسی مسیح را یک شیاد میدانند که ادعای پیغمبری کرد. در دهه نود یک
خاخام افراطی صدها جلد انجیل را بر همین اساس به آتش کشید. پرسش این است
آتش زدن قرآن توسط مسیحیانی که به آن معتقد نیستند چه اشکالی دارد؟
اینکار درست مثل آتش زدن ایقان (کتاب مقدس بهاییان) توسط شما مسلمین است.

پایاپیوند 2 دیدگاه

پیش به سوی روشنگری!

مه 18, 2010 at 6:50 ق.ظ. (Uncategorized)

اساس روشنگری بر کاربرد خرد در همه امور و بیش انتقادی است و مهمترین حوزه ای که باید در مورد آن روشنگری کرد حوزه دین است. چون دین خرد را به رسمیت نمیشناسد و حداکثر آنرا بعد از وحی قرار میدهد. شاید مشکل ما با نظام اسلامی ایران را بشود به صورت شفاف به صورت زیر خلاصه کرد:

دیدگاه اسلامی: منبع اصلی شناخت وحی است و خرد در صورتی که برخلاف وحی حکم نکند مورد قبول است.

دیدگاه روشنگرانه: منبع اصلی شناخت خرد است و چیزی با عنوان وحی وجود ندارد.

در این میان گروه دیگری وجود دارند که خود را روشنفکران دینی مینامند. این افراد میخواهند طوری باشد که نه سیخ بسوزد و نه کباب. یعنی میخواهند از خرد پیروی کنند و وحی را هم تا حد امکان زیر سئوال نبرند و اگر هم زیر سئوال میبرند نه با یک انتقاد ریشه ای بلکه با نوعی شگرد این کار را میکنند. به همین خاطر مجبورند کلی صغری و کبری بچینند و نظریه پردازی کنند تا یک شترگاوپلنگی را استخراج کنند. اما این همه تلاش در مقابل چند پرسش ساده یک جوجه طلبه دوام نمی آورد و تناقضش آشکار میشود. مثلا کسی که به وحی معتقد است که نمیتواند همجنسگرایی را قبول کند. دستاوردهای عقل "خطاپذیر" بشری چون حقوق بشر ، دموکراسی و… چگونه برتر از وحی الهی میتواند باشد. میتوان صدها مثال مستند در این زمینه آورد. همین موضع تناقض آمیز روشنفکران دینی را در تنگنا قرار میدهد و در نهایت باعث شکست آنها می شود.

در برنامه امروز دیروز فردا ، روز دوشنبه چنین اتفاقی افتاد. یکی از شاگردان مصباح یزدی قسمتهایی از کتابها و مقالات عبدالکریم سروش و محسن کدیور را نقل کرد و سپس به نقد آنها پرداخت. و دقیقا روی همین نکته ای که گفتم دست گذاشت. و به نظر من حرفهایش برای یک فرد مسلمان متقاعد کننده بود.

روشنفکران دینی باید تکلیف خودشان را روشن کنند. اگر کسی مشکل کنونی ایران را اسلام میداند باید روشنگرانه به سوی این نبرد برود و اگر قرار است مصلحت اندیشی و ملاحظات سیاسی بکند بهتر است در این نبرد وارد نشود.

ولتر در وضعیتی مشابه ما چنین پیشنهادی داد:

"این مایه بدنامی را نابود کنید"

پایاپیوند ۱ دیدگاه

بال فرشتگان چه خاصیتی دارد؟

آوریل 12, 2010 at 7:38 ق.ظ. (Uncategorized)

در آیه اول سوره فاطر در مورد تعداد بالهای فرشتگان چنین آمده است:
«ستايش مخصوص خداوندى است آفريننده آسمانها و زمين، كه فرشتگان را
رسولانى قرار داد داراى بالهاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه، او هر چه
بخواهد در آفرينش مى‏افزايد، و او بر هر چيزى تواناست!» (ترجمه مکارم)

بال در پرندگان نیروی لازم برای غلبه بر جاذبه زمین را ایجاد میکند و
باعث پرواز و شناور نگه داشتن پرنده در آسمان میشود. ولی فرشته که بنا بر
باور مومنان موجودی غیرمادی است چه نیازی به بال دارد؟ چگونه بر موجودی که دارای جرم نیست، نیروی جاذبه وارد میشود؟

پایاپیوند 3 دیدگاه

شاخص: امام و گوشت یخزده

فوریه 15, 2010 at 6:57 ق.ظ. (روزانه)

یکی از دغدغه های امام راحل برای انجام انقلاب اسلامی مبارزه با واردات گوشت یخزده بود. مواضع صریح و قاطع امام با این موضوع از همان اوایل نهضت آغاز شد و ایشان در هر فرصتی این جنایت پهلوی را افشا میکرد:
«هر قراردادي كه اينها كردند‚ مراتع سر سبز بسيار غني ايران را دادند (آنطور كه به من نوشته بودند) به يك هيئتي كه يكي از آنها ملكه انگلستان است‚ مراتعي كه متخصصين‚ آنهائي كه آمدند ديدند‚ گفتند بهترين مراتع در دنياست از حيث دامداري‚ اينها دادند به او و خود مملكت ايران مانده حالا گوشتش را بايد گوشت يخ كرده هاي‚ كثافت كاري هاي آنها را بياورند و اينجا خودش ندارد. اينها خيانت نيست بر يك مملكتي!» (30 آبان 57 – صحيفه نور:ج 3،ص 224)

امام بیخیال قضیه نمیشد و در هر مکان و در هر فرصتی این جنایت شاه فاسد و پشتیبانان آمریکایی و صهیونیست او را افشا میکرد ایشان در چهارم آذر سال 57 دوباره دست به افشاگری و روشنگری زدند:
«دامداري را از بين بردند‚ حالا ملت ايران با گوشت هاي – عرض مي كنم كه – يخ زده نجس دارند زندگي مي كنند كه از بلاد ديگري مي آورند برايشان‚ يخ زده‚ خراب‚ فاسد و حرام ميت است در صورتي كه ايران يك ناحيه اش وقتي كه دامداري حسابي بود كافي بود براي همه ايران و مابقي اش بايد صادر بشود.» (صحيفه نور:ج 3،ص 253)

پس از انقلاب امام امت در یک حرکت انقلابی و در راستای مبارزه با استکبار جهانی برای همیشه این ماجرا خاتمه داد و با ارسالی پیامی به نخست وزیر وقت واردات و مصرف گوشت یخرده را ممنوع اعلام کرد:
«بسمه تعالي
جناب آقاي نخست وزير ايدالله تعالي
لازم است جنابعالي به مقامات مربوطه دستور دهيد از ورود گوشت هاي يخزده و مصرف كردن آنها به شدت جلوگيري شود و آنچه از اين نوع گوشت ها موجود است از بين برود زيرا آنها نجس و حرام است و مردم نيز حق استفاده از آنها را به عنوان خوراك ندارند و مي توانند به مصرف كشاورزي مانند كود زمين برسانند.
روح الله الموسوي الخميني » (11 اسفند 57- صحيفه نور:ج 5،ص 139)

حدود هشت ماه پس از این فرمان کارتر- رئیس جمهور وقت – ایران را به تحریم اقتصادی تهدید کرد. امام امت با بیانی روشن و قاطع این توطئه کثیف آمریکا را خنثی کردند و گفتند اگر لازم شد ما حتی گوشت هم نمیخوریم:
«ما يك ملتي هستيم كه به اين گرسنگي خوردن ها عادت كرده ايم‚ ما 35 سال يا 50 سال مي گوئيد ما در اين گرفتاري ها بوديم و عادت داريم به اين گرسنگي خوردن ها‚ ما روزه مي گيريم‚ ما يك وقت غذا مي خوريم. اگر بنا باشد كه آنها محاصره اقتصادي بكنند‚ فرضا كه بتوانند و همه ملت ها تبع ايشان بشوند و حال آنكه اين خيالي است خام و همچو چيزي تحقق پيدا نمي كند‚ فرضا كه تحقق پيدا بكند‚ ما همان جو و گندمي كه خودمان در مملكت خودمان كشت مي كنيم‚ اقتصاد مي كنيم و براي خودمان همان مقدار كافي است. ما در هر هفته يك روز گوشت مي خوريم‚ گوشت خوردن خيلي چيز خوبي هم نيست و يك وعده هم ممكن است غذا بخوريم. ما را از اين چيزها اينها نترسانند. اگر امر داير بشود بين اينكه آبروي ما حفظ بشود يا شكم ما سير بشود‚ ما ترجيح مي دهيم كه آبرويمان حفظ بشود‚ شكممان گرسنه باشد.»(19 آبان 58 – صحيفه نور:ج 10،ص 184)

در سالهای بعد که فشارهای اقتصادی افزایش یافت، مارکسیستها، لیبرالها و منافقان سعی بر ناامید کردن مردم از انقلاب داشتند که امام باز هم مثل همیشه مرزبندی خود را با این گروه فتنه گر مشخص کردند:
«امروز گوشت هست منتها گران است ما هم قبول داريم‚ اما در صدد هستند كه درست كنند. و من به شما نويد مي دهم كه انشاي الله كشور شما كشور صحيح خوب بشود به شرط اينكه متعهد به اسلام باشيد و متوجه باشيد به اينكه خداي تبارك و تعالي عنايت به ما كرد. و ما حفظش بايد بكنيم ناشكري نكنيد. من مي ترسم خداي نخواسته از اينكه اگر ناسپاسي خداي تبارك و تعالي از ما ديد‚ با اينكه اينهمه نعمت به ما عنايت كرده است‚ اگر ناسپاسي ببيند خداي نخواسته عنايتش را كم بكند و ما تباه بشويم.» (11 آذر 61 – صحيفه نور:ج 17،ص 100)
» يك دسته هي فرياد بزنند كه ما كم داريم‚ كم داريم. اينها خيال مي كنند كه جاهاي ديگر زياد دارند. آقا در جاهاي ديگر صف هاي طولاني بيشتر از اينجا است‚ اينجا قحطي نيست كه‚ اينجا فراواني است منتها گراني است‚ گراني هم علاج مي شود. ما نواميس خودمان را‚ اسلام خودمان را‚ جان خودمان را‚ جان جوانانمان را به خطر بيندازيم كه گوشت گران است!» (21 فروردین 62 – صحيفه نور:ج 17،ص 234)

سرانجام با تصفیه لیبرالها از قدرت و مجازات منافقان و مارکسیستها هدف امام امت محقق شد و مردم ایران نه تنها گوشت یخزده نمیخوردند، بلکه گله ای از گوشت نخوردن هم نداشتند و امام بزرگوار در بیاناتی از آنها تمجید کرد:
«و ملت‚ يك همچو ملتي است. ملت اين طوري ديگر دنبال اين نيست كه گوشتش ارزان است يا گران است‚ دنبال اين نيست كه كم است يا زياد است. اين دنبال اين است كه اسلام را بزرگ كند. همان طوري كه پيغمبر اكرم هم بوده‚ پيغمبر اكرم هم اين طور بوده‚ دنبال اين بوده كه اسلام تقويت بشود…» (29 اسفند 63 – صحيفه نور:ج 19،ص 127)

پی نوشت:
1-من الان خودم یک ماه است گوشت نخوردم، نه یخزده و نه یخنزده، اما نوامیسم، اسلامم، ایمانم حفظ شده. این از برکات انقلاب اسلامی و راه نورانی امام راحل هست.
2-هر چند متن طنزآمیز هست اما منابع و سخنان خمینی واقعی هستند و علاقه مندان میتوانند مراجعه کنند.

پایاپیوند 8 دیدگاه

مغالطات برادر زاکانی

ژانویه 14, 2010 at 9:09 ب.ظ. (Uncategorized)

امشب یک حرفهایی برای اولین بار از صدا و سیمای ایران در برنامه "رو به فردا" توسط دکتر جواد اطاعت مطرح شد. کلا مجلس ششم نمایندگان کار درستی داشت حیف که اول خاتمی پشتشون رو خالی کرد و بعد هم حکومت رد صلاحیتشون کرد. آقای اطاعت برعکس آقای کواکبیان که آویزون مقام عظمای ولایت بودن یکبار هم دم از ولایت نزدند و این خیلی عالی بود. آقای زاکانی هم مغالطات فاحشی انجام دادند. اولین مغلطه ایشون "مناقشه در مَثَل" بود به این ترتیب که جواد اطاعت چند مثال در مورد نارضایتی مردم به طور کلی زدند و ایشون سعی کرد با وارد شدن در یکی از این مَثَلها بحث رو به انحراف بکشونند. دومین این بود که به آقای اطاعت گفت ماده سوم از مصوبه فلان را برای من بگویید. (نقل به معنا) دکتر اطاعت هم جواب زیبایی بهش داد و گفت: شما هم ماده دهم از مصوبه سال بهمان را برای بگویید. (باز هم نقل به معنا) واقعا این سخن احمقانه‌ای بود که زاکانی میخواست جواد اطاعت رو با اون تحقیر کنه. این مثل این میماند که من به یک نفر بگویم: اگر قرآن خواندی بگو ببینم آیه 125 سوره بقره چی گفته؟ یا مثلا اگر شما دیوان حافظ رو خوندین بگویین که غزل بیستم با چه مصرعی شروع میشود؟

البته زاکانی چندتا حرف صادقانه هم زد که باید به اونها توجه بشود. یکی این بود که "اگر ما طبق اصل 27 به اینها اجازه تظاهرات بدهیم اینها از این تظاهرات سوء استفاده میکنند." (نقل به معنا) این اصل اساسی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه است با این تفسیر که مردم مانند انسانهای سفیه و صغیر هستند و یک عقل کلی (=آخوند و ولایت فقیه و شورای نگهبان) باید خوب و بد آنها را تشخیص بدهد، در نتیجه ما به عنوان عقل کل تشخیص میدهیم که همین قانون اساسی هم گاهی اجرا نشود. حرف صادقانه دیگری که زاکانی زد در مقابل معرفی کردن علی بن ابیطالب توسط جواد اطاعت به عنوان یک انسان دموکرات و معتقد به حقوق بشر بود، زاکانی گفت حضرت علی همان خوارج رو هم وقتی دست به شمشیر بردند از دم شمشیر رد کرد. من مطالعات زیادی در مورد علی بن ابیطالب ندارم ولی بر اساس منابع تاریخی پیامبر اسلام حتی اجازه انتقاد را به مخالفین خود نمیدادند و فرقی نمیکرد این منتقد پیرمردی کهنسال و یا مادری با کودکان خردسال باشد. حرف زاکانی درست است و اگر سید علی خامنه‌ای میخواست مثل پیامبر رفتار کند باید می‌آمد در میدان آزادی چند تا گودال میکند و شروع میکرد اصلاح‌طلبان را یکی یکی گردن میزد.

اما جواد اطاعت هم نکته مهمی را مسکوت گذاشت و خوب که اگر اصلاح‌طلب دیگری به این برنامه راه یافت آنرا مطرح کند و آن اینکه بیشتر آسیبهایی که به اموال عمومی وارد شد توسط همین بسیجیها و پلیس ضدشورش وارد شد. خوشبختانه صدها فیلم و عکس در این زمینه موجود است و این موضوع حتما باید در صدا وسیما مطرح شود.

پایاپیوند 15 دیدگاه

شناسایی یک گاگول!

ژانویه 3, 2010 at 4:44 ب.ظ. (Uncategorized)

امروز (13 دی ) اخبار ساعت 19 شبکه 1 ج.ا گزارشی در مورد غیر قابل اطمینان بودن خبرهای وبلاگها پخش کرد. در این گزارش چند نمونه عکسهای مونتاژ شده در وبلاگهای مختلف پخش شد و یک کارشناس عکاسی که دست بر قضا ورژن مونتاژ نشده تمام عکسها رو در اختیار داشت (!) دست به روشنگری زد. در پایان گزارش خانم گزارشگر با تلفن یکی از این وبلاگنویسان تماس گرفت(!!!؟) و گفت چرا شما دروغ پردازی میکنید؟ و در آخر نتیجه گرفت که امت شهیدپرور ایران نباید فریب این دروغها رو بخورد. من چند نکته به نظرم رسید که شاید مفید باشد:

1- تقریبا سه یا چهار وبلاگ نمایش داده شد که همگی بلاگفایی بودند. چطور یک آدم عاقل در مورد واقعه ای به این مهمی در یک سرویس وبلاگ ایرانی دست به افشاگری میزند؟ حالا اگر یکی بود میشد قبول کرد اما همگی از سرویس ایرانی استفاده کرده بودند. این در حالی است که سرویسهایی مانند وردپرس و بلاگ اسپات به شدت در بین وبلاگنویسان ایرانی رایج هستند.

2- حالا اگر از بلاگفا استفاده میکنید، بکنید. اما چرا بدون تغییر IP به ارسال پست دست زده اید. که در عرض سه سوت شما رو پیدا کنند. این را به این خاطر میگویم که گزارشگر با تلفن وبلاگنویس تماس گرفت و این ممکن نیست جز با ردیابی از طریق IP.

3- با توجه به دو نکته بالا بدون شک باید این وبلاگنویس یک گاگول به تمام معنا باشد. اما اجازه بدهید سریع قضاوت نکنیم و شواهد دیگر رو نیز بررسی کنیم.

4- کارشناس عکاسی که فقط صداش پخش میشد اصل تمام عکسهای مونتاژ شده رو در اختیار داشت. یعنی اگر 7 عکس نشان داده شد او اصل هر هفت تا عکس رو در اختیار داشت.

5- نکته جالبتر اینه که تمامی عکسهای این وبلاگها مونتاژ شده بودند. این خیلی عجیبه. چون بعد از هر تظاهرات در تهران حداقل صدها مورد عکس و ویدئو بر روی اینترنت قرار میگیرد. چرا یک وبلاگنویس باید کل عکسها رو مونتاژی بگذارد و از عکسهای اصلی حداقل یک عدد هم بر روی وبلاگ خود قرار ندهد.

از دو نکته بالا به علاوه اینکه وجود وبلاگنویسی به این میزان گاگولی مشکوک است و به علاوه بقیه موارد دروغگویی صدا و سیما میتوان چنین نتیجه گرفت که: صدا و سیما باز هم سر امت شهیدپرور (البته بخش گاگولش) رو شیره مالیده است. اینجاست که اهمیت داشتن یک رسانه آزاد و فراگیر روشن میشود

پایاپیوند 32 دیدگاه

زمان و مکان غدیر خم

دسامبر 6, 2009 at 12:15 ب.ظ. (اسلام, تاریخ, سفسطه) (, , , , , )

در بررسی یک واقعه تاریخی باید تا حد امکان آن واقعه را مانند یک صحنه جرم بازسازی کرد. اینکار کمک زیاد به درک بهتر واقعه میکند. برای نوشته قبلی که بر روی وبلاگ قرار دادم برخی چنین پرسشی را مطرح کردند که: آیا پیامبر آن همه آدم را در آن گرمای سوزان نگه داشت تا بگوید علی دوست من است؟ (نقل به معنا) حال من میخواهم با بررسی زمان و مکان غدیر خم این ادعا را بررسی کنم.

زمان غدیر خم:

زمان غدیر خم همانطور که میدانیم 18 ذیحجه سال دهم هجرت بوده است. اما این روز در چه فصلی از سال بوده است؟ برای فهمیدن این موضوع باید این روز را در هجری شمسی بدست بیاوریم. در کتابهای مختلف روش این تبدیل توضیح داده شده است. من برای این تبدیل از نرم افزار نورالسیره 2 محصول شرکت نور استفاده میکنم. اگر در تقویم این نرم افزار تاریخ 18 ذیحجه سال دهم هجری قمری را وارد کنید این تاریخ را بر حسب هجری شمسی و میلادی به شما میدهد. که این روز برابر با 28 اسفند ماه سال دهم هجری شمسی است. این روز اگر یک روز سرد نباشد مطمئننا یک روز گرم و سوزان هم نیست. پس اینکه میگویند هوا گرم و سوزان بوده است بدون شک از جعلیات تاریخی است.

مکان غدیر خم:

در مناطق جنوبی و کم آب ایران واژه غدیر یک واژه شناخته شده است. غدیر به جایی میگویند که آب در آنجا جمع میشود. اما برای اطمینان بیشتر به یک کتاب هم نگاهی هم می اندازیم:

غدير خمّ: اين كلمه در اصل مأخوذ از «غادر الشي‏ء» است به معناى آن چيز يا آنجا را ترك كرد. غدير فعيل است به معناى مفعول؛ يعنى متروك و رها شده. هر آبى كه از آب باران در آبگيرى (كوچك يا بزرگ) متروك و باقى بماند به آن «غدير» مى‏گويند.(منبع: المعالم الأثيرة،محمد محمد حسن شراب، مترجم:‏ حميد رضا شيخى، ناشر: مشعر، تهران، 1383 ش‏.ص:288.)

اما خم چه معنایی دارد؟ در نگاه نخست بر ما معلوم میشود که خم نام آن آبگیر بوده است اما معنای خود خم چیست؟ یاقوت حموی توضیح مفصلی راجع به خم داده است:

خمّ [خ م م‏] نام جايگاه غدير خم است. ريشه خمّ در لغت به معنى قفس پرندگان است. اگر آن را از ريشه فعل مجهول بگيريم خمّ الشئ يعنى چيزى را در خمّ (- حبس) نهادن و خمّ به معنى پاكيزه كرد. همه اينها از زهرى است. سهيل از ابن اسحاق آرد خمّ چاهى است از آن كلاب پسر مرّه، از ريشه خممت البيت پارو كردم خانه را. گويند فلانى مخمم القلب است يعنى دلى پاكيزه دارد. گوئى آن جايگاه را به دليل پاكيزگى چنين خوانده‏اند. زمخشرى گويد: خمّ نام مردى رنگرز بود كه آن گودال (غدير) به او نسبت داده مى‏شده است و آن در ميان مكه و مدينه كنار جحفه بوده است. و گويند سه ميل با «جحفه» فاصله دارد. صاحب مشارق گويد: خمّ نام مردابى است در آنجا و در آن گودالى است كه بدان مرداب نسبت داده مى‏شود او گويد خمّ جايى است كه آب چشمه بدان جا ريزد كه ميان غدير و العين است و مسجد پيامبر خدا (ص) در ميان آن دو است. عرّام گويد پائين‏تر از جحفه در يك ميلى غدير خم است و دره آن به دريا مى‏ريزد و هيچ گياه به جز مرخ و تمام و أراك و عشر ندارد. اين غدير خم سمت خاور است و هميشه باران دارد و اندكى مردم از خزاعه و كنانه در آنجايند.(منبع: معجم البلدان، ياقوت حموى بغدادى‏، مترجم: علینقی منزوی،ناشر: سازمان ميراث فرهنگى كشور، تهران‏،1383 ش‏. ج‏2، ص: 313.)

پس غدیر خم نام یک آبگیر بوده است که در صحرای عربستان جای مناسبی برای استفاده از آب بوده است و حداقل برای وضو گرفتن و سیراب کردن چارپایان کاربرد داشته است. در احادیث هم آمده که خطبه غدیر پس از نماز خوانده شده است. اینکه پیامبر اسلام اعراب را در گرمای سوزان نگه داشت کلا دروغ است. آنها برای خواندن نماز در کنار یک آبگیر توقف میکنند و در آن فصل از سال هوا هم کاملا معتدل بوده است و ماجرای غدیر به عنوان یک حاشیه اتفاق می افتد.

پی نوشت:

فردا – 16 آذر- یک روز سبز است. فکر نکنم مطرح کردن یک بحث منطقی و مستند باعث از بین رفتن اتحاد (؟) شود. لطفا دوستان این سفسطه مضحک را رها کنند.

پایاپیوند 4 دیدگاه

چند نکته پیرامون غدیر خم

دسامبر 3, 2009 at 2:29 ب.ظ. (اسلام, تاریخ, سفسطه) (, , , , , , , , , , , , , )

1- نکته مهمی که شیعیان (خصوصا صدا و سیما) در مورد آن چیزی نمیگویند، درگیری علی با چند نفر از سربازانش بر سر تقسیم غنائم در یمن قبل از ماجرای غدیر است که این افراد در هنگام دیدن پیامبر اسلام از علی شکایت میکنند و پیامبر اسلام آن جملات را در تایید کار علی میگوید.

2- طبق كتاب الغدير علامه امينی 360 نفر از علمای اهل سنت اين واقعه را در كتابهای خود آورده اند. این نشان میدهد که علمای اهل سنت وقوع چنین حادثه ای را قبول دارند اما خلافت و امامت علی را از آن استباط نمیکنند. باید به موضوع دوم پرداخت. اینکه مدام خطبه غدیر از منابع اهل سنت ذکر شود کمکی به حل ماجرا نمیکند.

3- به ادعای شيعيان در ماجرای غدير 120 هزار نفر (در روايات ديگر 90 هزار نفر هم به چشم ميخورد) حضور داشتند. جالب است بدانيد كه از اين 120 هزار نفر حتی يك نفر هم معنای امام و خليفه را استنتاج نكرد. در حالی كه همگی عرب زبان بودند. به راستی چرا از آن همه انسان يك نفر در سقيفه نگفت كه علی در روز غدير خم به خلافت منصوب شده است؟ چرا بايد با وجود چنين نصی، در سقيفه اختلاف نظر به وجود می آمد؟

4- به راستی چرا علی بن ابيطالب هم از ماجرای غدير خم امامت و خلافت خود را استنتاج نكرد؟ در كتابهای مختلف ماجرای سقيفه و حوادث بعد از آن آمده است، اما در هيچكدام نيامده كه علی به ماجرای غدير به عنوان حكم الهی امامت و خلافت خود استناد كند.

5- سه جمله كليدی و مورد توافق احاديث مختلف از خطبه غدير وجود دارد. پيامبر اسلام در روز غدير چنين گفت: «أ لستم تعلمون اني اولى بالمؤمنين من انفسهم؟» قالوا: بلى قال: «فمن كنت مولاه، فعلي مولاه، اللَّهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه» يعنی: آيا نميدانيد كه من اولى (سزاوارتر) هستم بهر مؤمن از خود او؟ [مردم گفتند]:آرى. [پيامبر گفت]:پس هر كه من مولاى اويم همانا على مولاى او است. بار خدايا دوست دار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد.

اهل سنت با توجه به جملۀ دعايی كه در آخر آمده است ميگويند واضح و روشن است كه منظور دوستی با علی بوده است. اما شيعيان ميگويند كه نه با توجه به جمله اول بايد معنای «مولی» را استخراج كرد.

6- جالب است بدانيد كه جمله اول (در نکته قبلی) استشهادی از آيه 6 سوره احزاب است:

النَّبىِ‏ُّ أَوْلىَ‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتهُُمْ وَ أُوْلُواْ الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىَ‏ بِبَعْضٍ فىِ كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُواْ إِلىَ أَوْلِيَائكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَالِكَ فىِ الْكِتَابِ مَسْطُورًا
پيامبر به [تصرف در كارهاى‏] مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. و زنانش مادران آنها هستند. و خويشاوندان در كتاب خداوند، برخى از آنان به برخى [ديگر] از ساير مؤمنان و مهاجران سزاوارترند. مگر آنكه [در حيات خويش‏] در حق دوستانتان نيكى اى بكنيد. اين [حكم‏] در كتاب (لوح محفوظ) نوشته شده است
پيامبر اسلام با جمله اول توجه افراد را به خود جلب ميكند و منظورش اين است كه من با توجه به اينكه از شما نسبت به خودتان سزاوارتر هستم ميخواهم چيز مهمی را بگويم. يا به عبارت ديگر اين سخنی كه من ميخواهم بگويم را بايد قبول كنيد و بر نظر و فكر خودتان مقدم بداريد.

7- شیعیان میگویند گروهی از صحابه که در واقع منافق بودند به دستور صریح خدا و رسولش عمل نکردند و حق علی را غصب کردند. در حالی که همین افرادی که منافق نامیده میشوند طبق کتاب الغدیر از راویان حدیث غیر خم هستند: ابوبکر، عمر، عثمان، عایشه، طلحه، زبیر، عبد الرحمن بن عوف، عمرو بن عاص‏، ابوهریره و …

نکاتی بیشتری در مورد غدیر خم را میتوانید در مناظره من با یک شیعه در گفتگو دات کام مطالعه کنید:

http://www.goftegu.com/vb/showthread.php?t=4027&page=1#1

پایاپیوند 14 دیدگاه

سفسطه های رایج مسلمین در بالاترین

نوامبر 17, 2009 at 7:42 ب.ظ. (بالاترین, سفسطه) (, , , , , )

یکی از کارهای جالبی که آرش بیخدا در تارنمای زندیق (افشای سابق) انجام داد دسته بندی سفسطه های مسلمین و پاسخ به آنها بود و البته باید به مرور کاملتر شود که حتما میشود. سفسطه های مسلمین در بالاترین اندکی متفاوت است و بنابراین باید جداگانه بررسی شود و به جای انجام بحث تکراری به پاسخ آنها لینک داده شود.حالا من چند تا از این سفسطه ها رو پاسخ میدهم.

1- شما چه کار به دین مردم دارید.

باید به این افراد گفت شما چه کار به ما دارید؟ اون همه حوزه علمیه و سایتهای مذهبی و انتشارات دینی و صدا و سیما و پول مفت نفت در اختیار شماست و به کار خود مشغولید. چشم ندارید ببینید ما نقدی بر اسلام در یک وبلاگ مینویسیم و لینکش رو میگذاریم در بالاترین. چرا از یک وبلاگ (که احتمالا در ایران فیلتر است) میترسید؟ وقتی دین شما پاشو گذاشته رو گلوی ما، چطور انتظار دارید ما کاری به دین شما نداشته باشیم؟ به نظر ما بهتر به جای تکرار این جمله از خودتان دفاع کنید.

2- اینها میخواهند جنبش سبز رو به انحراف بکشند.

اینها یا واقعا نا آگاه هستند یا خود را به نادانی میزنند. من حدود دو سال هست با بالاترین آشنا هستم ، همیشه وضع همین طوری بوده. البته قبلا مسلمین در اکثریت بودند و لینکهای روشنگرانه رو حذف میکردند ولی بعد اوضاع تغییر کرد. گذاشتن لینک روشنگرانه چیز تازه ای نیست و برای اثبات این حرف میتوانید به لینکهای قدیمی در بالاترین نگاهی بیندازید.

3- این حرفا باعث تفرقه و اختلاف بین مردم میشود.

خیلی حرف احمقانه ای هست. مگر ما داریم عملیات انتحاری انجام میدهیم؟ ما پرسشهای ساده ای رو مطرح میکنیم و میگوییم اساس اسلام باطل است شما هم پاسخ بدهید. چه تفرقه ای ایجاد میشود؟ مگر مثلا در شبکه سلام شیعیان با اهل سنت مدام مناظره نمیکنند؟ مگر تریبونهای رسمی ایران شدیدترین اتهامات رو به یهودیان و بهائیان وارد نمیکنند؟

4- این احادیث و منابع جعلیه.

این جمله هم هیچ ارزشی ندارد و باید با منابع معتبر و استدلالهای محکم اثبات شود.

5- اولین تاریخهای 200 سال بعد از مرگ محمد نوشته شده است.

این هم کاملا اشتباه است. طبق منابع تاریخی اولین کتاب تاریخی توسط عروه بن زبیر (پسر زبیر بن عوام صحابی پیامبر) نوشته شده است. همینطور کسانی دیگر در این زمینه کتابها و نوشته هایی داشته اند و از این کتابها در نوشته های بعدی استفاده شده است هر چند اصل نوشته کسانی مانند عروه در دست نیست ولی بیشتر مطالب آنها در کتابهای بعدی که اکنون موجود است وجود دارد. برای اطلاعات بیشتر به کتاب تاریخنگاری در اسلام از انتشارات سمت مراجعه کنید. در ضمن اگر کسی تاریخ رو قبول نداشته باشه باید به محمد هم اعتقاد نداشته باشد چون تاریخ به ما میگوید که شخصی به نام محمد وجود داشته است.

پاسخ به بقیه موارد به عهده دوستان وبلاگنویس بالاترین.

پایاپیوند ۱ دیدگاه

Next page »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.